تربيت

تربيت

توضيحات

 
پيوندها
لينكي ثبت نشده است
طراحی قالب وبلاگ
ایجاد وبلاگ
سایر ابزارها
[ ۱ ]

خبرخوان یا همان RSS وبلاگ
جای بنر های شما
ذكر الله
«ماشاءالله ،لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم»
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ توسط: حسن نظرات (0)
هدف هاي آموزش وپرورش از نظر پياژه
« هدف اصلي آموزش وپرورش ،تربيت افرادي نوآوري است كه مي توانند فكر كنند ،نه افرادي كه به تكرار آنچه به آنها گفته شده است ،اكتفا مي كنند . هدف ديگر پرورش تفكر انتقادي است، يعني افرادي كه اهل تحقيق وبررسي هستند ،نه افرادي كه آنچه به آنها گفته ميشود را قبول كنند.»
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ توسط: حسن نظرات (0)
شهيد عبداله اصلاني

            شهيد عبدالله اصلاني از شهداي روستاي چمن سلطان

زندگينامه شهيد عبدالله اصلاني

عبدالله،درروستاي چمن سلطان اليگودرز بدنيا آمده.

اوبعدازدوران كودكي درهفت سالگي وارددبستان طوس شد.

بعدگذراندن دوره دبستان دوره ي راهنمايي رادر

مدرسه ي رسالت چمن سلطان ودوسال اول دبيرستان

رادرهمان مدرسه سال آخررا دردبيرستان شهيدنواب صفوي

به پايان رساند.

باشروع جنگ ،درهمان روزهاي ابتدايي در تاريخ 20/7/1359

عازم مناطق جنگ شد.درمجموع بيش ازهفت راهي مناطق

جنگي شد.درآخرين عمليات كه شركت كرد ،عمليات خيبر بود.

درهمين عمليات در تاريخ22/12/1362با اصابت تير به شهادت رسيد.

پيكر مطهرش را در زادگاهش به خاك سپردند.

شادي روحش صلوات


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۱ فروردين ۱۳۹۰ توسط: حسن نظرات (0)
شهيد عبداله اصلاني

            شهيد عبدالله اصلاني از شهداي روستاي چمن سلطان

زندگينامه شهيد عبدالله اصلاني

عبدالله،درروستاي چمن سلطان اليگودرز بدنيا آمده.

اوبعدازدوران كودكي درهفت سالگي وارددبستان طوس شد.

بعدگذراندن دوره دبستان دوره ي راهنمايي رادر

مدرسه ي رسالت چمن سلطان ودوسال اول دبيرستان

رادرهمان مدرسه سال آخررا دردبيرستان شهيدنواب صفوي

به پايان رساند.

باشروع جنگ ،درهمان روزهاي ابتدايي در تاريخ 20/7/1359

عازم مناطق جنگ شد.درمجموع بيش ازهفت راهي مناطق

جنگي شد.درآخرين عمليات كه شركت كرد ،عمليات خيبر بود.

درهمين عمليات در تاريخ22/12/1362با اصابت تير به شهادت رسيد.

پيكر مطهرش را در زادگاهش به خاك سپردند.

شادي روحش صلوات


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ توسط: حسن نظرات (0)
تبريك
عيد نوروز برهمگان مبارك
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ توسط: حسن نظرات (0)
طرح درس

به نام خالق

الگوي طرح درس روزانه                   صفحه1

نام درس:                                   موضوع درس:                             مقطع ورشته تحصيلي:                        نام دبير:

نام كلاس:                                  صفحات تدريس:              زمان اجراء:                                تعدادفراگير:           

 

اهداف كلي:

 

 

فعاليت هاي قبل از تدريس

هدف هاي جزئي

 

 

 

 

 

 

 

 

منظور معلم  از آموزش  :(طبق حيطه هاي يادگيري)

هدف هاي رفتاري

فراگير درپايان درس قادر خواهدبود:

وسايل وتكنولوژي آموزشي

 

 

 

كتاب درسيO ماژيك سياه ورنگيO وايت بردO  برگه هاي حاوي سوالO  رايانهO ماكتO

تصاوير كمك آموزشيO نقشهO وسايل آزمايشگاهيO نرم افزارآموزشيO فيلم آموزشيO

مجلات وكتب منبعO چارتO CDآموزشيO ساير وسايل آموزشي مانند:

 

 

 

 

آماده سازي فراگير-ارزشيابي تشخيصي

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام واحوالپرسي

حضور وغياب

آماده سازي چيدمان كلاس ووسايل وتكنولوژي آموزشي

ارزشيابي تشخيصي:

 

دانش آموز قبل از شروع در س بايد با اين مفاهيم آشنا باشد:

 

 

 

 

 

زمان

فعاليت هاي حين تدريس

 مراحل

فعاليت معلم

فعاليت فراگيران

زمان

مرحله ياددهي -يادگيري

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معلم در طي فرآيند تدريس از فنون تدريس وارزشيابي تكويني به شرح زير اقدام مي نمايد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شيوه هاي فعال سازي  دانش آموز در امر يادگيري ،انديشيدن،پرسشگري آزمايش كردن ،ايفاي نقش و...

 

فعاليت هاي تكميلي

 

 

 

 

 

جمع بندي:

تعيين فعاليت ها ي جلسات آتي:

 

 

 

 

 

سنجش پاياني از مفاهيم آموزشي بحث وفعاليت هاي تكميلي توسط دانش آموزان:

 

تهيه وتنظيم : حسن اصلاني –كارشناسي گروه هاي آموزشي متوسطه                                                      صفحه 2


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۲ دى ۱۳۸۹ توسط: حسن نظرات (0)
مدرسه
بنام آنكه جان را فكرت آموخت- آغاز مي كنيم با نام اول معلم ،معلم جهان هستي ، آنكه بنام قلم قسم مي خورد،  تربيت نسل يعني آماده نمودن آن نسل براي زندگي كردن،واز ظرافت هايي برخوردار است ولذا نوع تربيت بايد متناسب وبه اقتضاي محيط وزمان باشد ،دراين مقدمه ابتدا به معرفي ويژگي هاي مدارس مختلف مي پردازيم وسپس وارد مباحث تدريس وآموزش خواهيم شد: 
تقسيم‌بندي مدارس

مدرسه سنتي

  • منش‌ها عكس‌العملي هستند.
  • سيستم‌ها جزء به جزء هستند.
رهبري/ برنامه‌ريزي استراتژيك
يادگيري
نوآوري
افراد
مشتريان
امور عملكردي

سمت‌و‌سوي
مدرسه نامشخص و نامتغير است.
فرهنگ سازماني مبتني بر شرمنده كردن يا ترساندن خطاكار است.
رفتارهاي مديريتي ثابت است.

تنها در مورد آموزش، حرف زده مي‌شود.
اگر بودجه‌اي باشد و امكاناتي، دوره‌هاي آموزشي خاصي، براي افراد خاص گذاشته مي‌شود.
آموزش، مبتني بر احساس‌هاي زودگذر و آني است.

نوآوري در مدرسه معني ندارد.
در تقابل با تجربه‌ها و كم‌تجربه‌ها، معلمان تازه‌‌‌كار، با باتجربه‌ها همراه مي‌شوند.
معلمان نوآور، در انزوا باقي مي‌مانند.

ارزشيابي افراد، ذهني صورت مي‌گيرد و ملاك‌ها(اگرچه تعريف هم مي‌شوند) شخصي است.
تنها كار افراد و شغل و مهارت ايشان مورد تأكيد است.
اصول كاري مشخص در ارتباط با افراد (مثلاً سيستم پيشنهادها) وجود ندارد.

تنها اوليا، دانش‌آموزان و معلمان كليدي راضي نگاه داشته مي‌شوند.
اين كه در لحظه برنامه‌ريزي، چه شكايتي و از سوي كدام مشتري مطرح شود، سمت ‌وسوي كار را ايجاد مي‌كند.

درصد قبولي محور است.
امور مالي كنترل شده است.
همواره به دنبال كاهش هزينه‌ها (به هر قيمتي كه باشد)هستند.
سيستم ‌هاي قانوني و آيين‌نامه‌هاي فراواني وجود دارد.

 

مدرسه خام

  • منش‌ها متغير هستند.
  • سيستم‌ها تغيير نمي‌كنند.

 

رهبري/ برنامه‌ريزي استراتژيك
يادگيري
نوآوري
افراد
مشتريان
امور عملكردي

تنها مدير مدرسه و نيز مديران بالاتر از او مي‌خواهند نقش‌‌‌‌آفرين و الگو باشند.
عمده بحث‌هاي استراتژيك در سطح مديران صورت مي‌پذيرد و معلمان نقشي در طراحي هدف‌ها و برنامه‌ها ندارند..

معمولاً بر روي آموزش و يادگيري به عنوان يك امر مهم بحث مي‌شود.
تنها مي‌توان تغييرات معدودي در يادگيري سازماني پيدا كرد.

به نوآوري، به عنوان يك امر ضروري براي ايجاد روش‌هاي كاري جديد نگاه مي‌شود، ولي هنوز راه سامان يافته‌اي براي بروز نوآوري به چشم نمي‌خورد.

ارتباط بالا به پايين و رسمي در مدرسه حاكم است.
رضايت‌مندي كاركنان، به انحاي گوناگون مورد توجه مدير است و سعي در اندازه‌گيري آن به چشم مي‌خورد.

بر حفظ وضع موجود تأكيد مي‌شود و سعي مي‌شود در اوليا، معلمان و دانش ‌آموزان به عنوان مشتري نارضايتي ايجاد نشود و به صورت غيررسمي، نوعي وفاداري سنتي به اين سه گروه مشتري به چشم مي‌خورد.

مدرسه، به دنبال آن است كه وضعيت خود را با متوسط استاندارد منطقه‌اي كه در آن واقع شده، مقايسه كند.
سعي مي‌شود در مصرف هزينه‌ها هم، استانداردها رعايت شود.
علاوه برسيستم‌هاي قانوني، آيين‌نامه‌هاي داخلي گوناگوني هم وضع شده‌ است.

 

مدرسه داراي عملكرد بهبود يافته

  • رفتارهاي سازماني تغيير مي‌كنند.
  • سيستم‌ها متغير هستند.
رهبري/ برنامه‌ريزي استراتژيك
يادگيري
نوآوري
افراد
مشتريان
امور عملكردي

درمدرسه، برخي الگوهاي نقش‌آفريني وجود دارد.
علاوه بر مدير، چند لايه استراتژيك ديگر در برنامه‌ريزي مشاركت دارند.

 

آموزش‌ها به صورت رسمي در مدرسه و بيرون آن صورت مي‌گيرد.
حاميان و قهرمانان مديريتي فعالي وجود دارند كه آموزش به همت آنها پيش مي‌رود.

درك جامع‌تري نسبت به نوآوري (به منزله ايجاد سيستماتيك روش‌هاي جديد قابل تكرار) به وجود آمده و برخي پروژه‌هاي داوطلبانه و نوآورانه معلمان، مورد توجه خاص مديران قرار مي‌گيرد.

روال‌هايي براي معرفي كردن و شناساندن افراد فعال موجود است.
بر روي فرهنگ سازماني بحث مي‌شود.
فرآيندهاي به كارگماري افراد، مبتني بر استراتژي‌هاي مدرسه است.

برنامه‌هاي پيشوازانه در ارتباط با مشتريان، طراحي و به اجرا گذاشته مي‌شود.
برنامه‌هاي مدرسه، با نظر مشتريان طراحي مي‌شود و مشتريان، كم ‌و بيش خود را مشاهده مي‌كنند.

علاوه بر كميت، كيفيت آموزش هم مدنظر است.
علاوه بر معيارهاي مالي، از معيارهاي غيرمالي هم براي بهبود عملكرد بهره گرفته مي‌شود.
آيين‌نامه‌هاي داخلي توسعه يافته‌اند.

مدرسه پيشرو

  • سعي بر يكپارچگي است.
  • گردش در مشاغل وجود دارد و با وجود تخصص‌گرايي، همه در فعاليت‌ها نقش دارند.

 

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۳ دى ۱۳۸۹ توسط: حسن نظرات (0)
سرزمين لاله هاي واژگون

                                               


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ توسط: حسن نظرات (0)
يا ابوالفضل (قسمت دوم)

چند سال گذشته در اوايل دهه 80 در يك روز جمعه صبح زود با يك ماشين پيكان از اهواز (به همراه 7نفر كه اغلب بچه بودند )جهت تفريح در «منطقه مال آقا در استان خوزستان »عازم شديم ، شب آن روز خواب بدي ديده بودم .صبح كه بيدار شدم از طرفي نمي خواستم شور وشوق بچه ها را كه اول صبح بيدار شده بودند به هم بزنم واز طرفي حس مي كردم خواب ديشبم هشداري در پي دارد .به هر حال عازم شديم ،اولين اقدامي كه كردم اين بود كه از همه ي همراهان مقداري پول صدقه گرفتم وبا نام خدا حركت كرديم در نزديكي هاي رامهرمز در حالي كه ماشين با سرعت 110كيلومتر حركت مي كرد ناگهان لاستيك چرخ عقبي تركيد وراننده نيز كه متوجه خطر بود وخواست ترمز كند وضعيت وخيم تر شد وماشين شروع كرد در لاين مخالف به دور خود چرخيدن ،بنده ويك نوجوان در صندلي جلو نشسته بوديم كه ناگهان در همان حيني كه ماشين به دور خود مي چرخيد درِ جلويي ماشين باز شد، ودر اثر چرخش ماشين به دور خود بنده به سمت بيرون داشتم پرت مي شدم ،صحنه ترسناكي بود ،خودم را مي ديدم كه زير چرخ عقب ماشين مي رفتم واز رو برو نيز كاميوني را ديدم كه نزديك مي شد ، در  حين ديدن اين صحنه ها بود كه نداي « يا ابولفضل » را با صدايي بلند سر دادم ،وانگار نيرويي ماورايي بنده را كه تا نيمه از ماشين بيرون بودم روي فرمان ماشين پرتاب نمود . در اين لحظه ماشين از سمت عقب از فاصله ي دو متري بين يك درخت ويك ميله علائم رانندگي به بيرون از جاده به ارتفاع تقريبا 3متري پرتاب شده وصاف وآرام روي زمين خاكي فرو نشست ،به صورتي كه هيچ يك از سرنشينان كمترين آسيبي نديده بودند ،بنده تنها در اثر چرخش كمرم كه برروي فرمان ماشين پرتاب شده بودم ،كمرم قفل كرده بود ونمي توانستم حركتي بكنم كه الحمد الله با مراجعه به بيمارستان وتزريق يك آمپول بهبودي كامل يافتم ،شايد باور وتصور حادثه سخت باشد ولي واقعيتي است كه بنده تجربه نموده ام وبا ديگرمتوجه شده ام كه حضرت ابوالفضل العباس (ع)آنچنان پيش خداوند عزيز است كه بردن نام او در شرايط سخت اين چنيني نيرويي ماورايي وخدايي را به ياري خواهد رساند. اين مهر به حضرت ابوالفضل(ع) را از مادر خوبم دارم كه هميشه نداي يا ابوالفضل را سر مي داد .«به روحش فاتحه مع صلوات . التماس دعا»


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۶ مرداد ۱۳۸۹ توسط: حسن نظرات (0)
خاطرات وتجارب ارزشمنداز لطف خداقسمت اول(يا ابوالفضل)

در زمان كودكي كه حدوداي اوايل دهه شصت بود به همراه مادر عزيزم(كه خداوند رحمتشان كند ) در فصل بهار وتعدادي از زن هاي محله مان در روستاي چمن سلطان به كوهي در روستاي قلعه خليله رفتيم ،هدف ماآوردن سبزي جات كوهي بود . وقتي به كوه رسيديم نگاهي به بالاي كوه انداختم وآرزو كردم بالاي آن بروم وببينم آن طرف كوه چي هست. مادرم اجازه نمي داد .ولي همين كه آنها مشغول چيدن سبزي جات معطر كوهستان شدند آرام آرام به بالاترين نقطه كوه رفتم وآن سمت كوه را ديدم كه چه زيباست ولي باز كوه است وكوه ، اما زماني كه داشتم از كوه برمي گشتم ناگهان در پرتگاهي كه خودم اطلاع نداشتم قرار گرفتم در بالاي اين پرتگاه برروي سنگ بزرگي قرار گرفته بودم كه ناگهان از زير پايم دررفت وبنده در حين سقوط از صخره با توان كودكيم نداي «يا ابوالفضل »را سر دادم وتنها بعد از لحظه اي ديدم دستم را به بوته ي خاردار گون گرفته ام وخودم را به بالا كشيده ام وهيچ آسيبي حتي به اندازه يك خار كوچك نديدم وقتي بالا آمدم ،سنگي كه از زير پايم رها شده بودبا تعداد زيادي از سنگ هايي كه همراه خود مي برد تنها با فاصله ي ميلي متري از روي سر زن هاي پايين كوه عبور كرد ودر كنار آنها فرود آمد ،بماند از ترس ولرز آنها وبقيه ماجرا ---تنها نكته مهم اين بود كه بنده در آن اوان كودكي با كنجكاوي در طبيعت وآفريده هاي خداوند لطف الهي وبزرگي حضرت ابوالفضل باب حوائج  را نزد خداوند يافتم واين تجربه بنده كه موجب شناختم از آن حضرت بودرا نوشتم تا هركسي آنرا مي خواند صلواتي بر روح مادر زحمت كش ،مهربان ودلسوزم بفرصتد كه مهر ابوالفضل را در دل من كاشته است .   


× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۹ تير ۱۳۸۹ توسط: حسن نظرات (0)
CopyRight © http://hasan.zaminblog.com