|
● تنها مدير مدرسه و نيز مديران بالاتر از او ميخواهند نقشآفرين و الگو باشند. ● عمده بحثهاي استراتژيك در سطح مديران صورت ميپذيرد و معلمان نقشي در طراحي هدفها و برنامهها ندارند.. |
● معمولاً بر روي آموزش و يادگيري به عنوان يك امر مهم بحث ميشود. ● تنها ميتوان تغييرات معدودي در يادگيري سازماني پيدا كرد. |
● به نوآوري، به عنوان يك امر ضروري براي ايجاد روشهاي كاري جديد نگاه ميشود، ولي هنوز راه سامان يافتهاي براي بروز نوآوري به چشم نميخورد. |
● ارتباط بالا به پايين و رسمي در مدرسه حاكم است. ●رضايتمندي كاركنان، به انحاي گوناگون مورد توجه مدير است و سعي در اندازهگيري آن به چشم ميخورد. |
● بر حفظ وضع موجود تأكيد ميشود و سعي ميشود در اوليا، معلمان و دانش آموزان به عنوان مشتري نارضايتي ايجاد نشود و به صورت غيررسمي، نوعي وفاداري سنتي به اين سه گروه مشتري به چشم ميخورد. |
● مدرسه، به دنبال آن است كه وضعيت خود را با متوسط استاندارد منطقهاي كه در آن واقع شده، مقايسه كند. ● سعي ميشود در مصرف هزينهها هم، استانداردها رعايت شود. ● علاوه برسيستمهاي قانوني، آييننامههاي داخلي گوناگوني هم وضع شده است. |